و آنچه كه زيبا نيست زندگى نيست
روزگار است،
گُل نيلوفر مردابه اين جهانيم
و به نيلوفر بودن خود شادمانيم،
سقفى دارد شادكامى
كف ناكامى ناپديد است.
هر رودخانهاى به درياچه خود فرو مىريزد
به حسرت زنده رود زنده نمىشود رود
نمىشود آب را تا كرد و به رودخانه ديگرى ريخت
به رود بودن خود شادمان مىتوان بود.