به روياي پرنده ها راه مان نمي دهند
همين مختصر که تو در من اوج مي گيري و
من
که از کف دستانت
جرعه اي مي نوشم
بس مان است.
دنيا
از رنج ما چه عايدش مي شود؟!
نيمه شبي از اين همه شب هاي بي چراغ
دل هامان را بر شاخه اي مي آويزيم
تا باد
غم هايش را ببرد
به روياي پرنده ها کاري نداشته باش
فعلا
دنبال چند واژه ي روشن باش
و جرعه اي که از کف دستانت مي نوشم
به دنيا هم، لازم نيست چيزي بگوييم
او مي تواند
روي مهرباني و بخشش ما حساب کند.
حافظ موسوی